بچه ها را با آرامش بیدار کنید … 
ایمان حضرت زینب سلام الله علیها ، آن ایمان صحیح و کاملی است که صاحب آن در تحت هر شرایطی از اطاعت و فرمانبرداری خدا و رضایت و خوشنودی او منصرف و منحرف نگردد . و آنچه کاملا دلالت بر این حقیقت دارد ، قیام زینب سلام الله علیها به پیشگاه خداوند متعال در شب یازدهم برای نماز شب است ، و حال آنکه مردانش بدون سر بر روی زمین افتاده و خاک ها بر بدن های بی سر آنان نشسته ، و زنان و اطفال نیز از اطراف و اکناف مشغول به گریه و زاری بوده و در دهشت و حیرت بسر می بردند ؛ و از طرفی لشگر دشمن از تمامی جوانب او و اسیران را احاطه و محاصره کرده بودند .
نماز زینب سلام الله علیها در چنین لحظه ای مانند نماز جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجد الحرام بود که مشرکین از اطراف با سنگ آن حضرت را زده و در حالت سجده شکمدانه گوسفند به سر آن جناب پرتاب می کردند .
نماز زینب سلام الله علیها در چنین شرایطی ، ماند نماز پدرش امیرالمومنین علیه السلام در قلب معرکه ی صفین ، و مانند نماز برادرش سیدالشهداء در ظهر عاشورا بود ، در حالی که تیرها و نیزه ها از هر سو بسان سیل به طرف ایشان گسیل می شدند .
نماز حضرت حضرت زینب سلام اله علیها در شب یازدهم محرم ، در حقیقت تشکر از خدا بود به خاطر آن نعماتی که حضرت حق به او ارزانی داشته است .
آری ، زینب سلام الله علیها همه ی این حوادث و مصائب را نه نقمت بلکه نعمتی می داند که خداوند متعال خاندان نبوت را از سایرین مخصوص گردانیده است . و اگر به خاطر مصائب و یا نعمات نبود هرگز خاندان پیامبر در پیشگاه الهی در نظر مردم این قدر دارای مقام و منزلت نمی شد .
برگرفته از کتاب یادگار خیمه های سوخته ، نوشته محمد جواد مغنیه ، ص 81و82
هنگام سوار شدن بر محمل
آن ایام خوش ، هرگاه زینب می خواست سوار بر محمل گردد ، قمر بنی هاشم و علی اکبر و سیدالشهداء او را کمک می کردند تا به راحتی بر محمل سوار شود .
عباس کمک او می کرد تا سوار گردد . علی اکبر طناب شتر را گرفته و سیدالشهداء کمر خواهر و دستهای او را می گرفت تا سوار محمل شود .
اما وقتی اسراء را خواستند از کربلا به کوفه انتقال دهند ، زینب تمام زنان و طفلان را سوار نمود و فقط خودش ماند که سوار گردد . یادش به دوران خوش وصل تلاقی نمود . برگشت و رو به مقتل شهدا صدا زد : « برادرم عباس ! علی اکبر ! برخیزید که وقت سواری آمده ، مرا سوار بر محمل نمایید . برخیزید که وقت اسیری رسیده است . حسینم برخیز ! … »
برگرفته از کتاب 200 داستان از فضایل ، مصایب و کرامات حضرت زینب سلام الله علیها ، نوشته عباس عزیزی ، ص 120
قربانی زینب سلام الله علیها
بعد از آن که امام حسین علیه السلام به شهادت رسید ، بانوی طف ، کنار پیکر شریف برادر ایستاد و به آسمان نگاه کرد و گفت :
« اللهم تقبل هذا القلیل من القربان » ؛ پروردگارا ! این قربانی اندک را از ما بپذیر !
براستی ، روح بلند زینب سلام الله علیها از کدام معدن سرچشمه گرفته است . او حقیقت حسین علیه السلام و عظمت او نزد پیامبر و پدرش علی و مادرش فاطمه و برادرش حسن علیه السلام را می داند و لذا قربانی خود را قلیل معرفی می کند .
آری ، زینب سلام الله علیها عظمت حسین علیه السلام را می شناخت ، بلکه در وجود او جدش محمد صلی الله علیه و آله را جلوه گر می دید . اما ، بنی امیه می خواستند اسلام را نابود کنند ، لذا از اهل بیت ، حسین علیه السلام قربانی اسلام شد تا دین اسلام زنده بماند .
بانوی کربلا ، به درگاه خدا می نالد و عرض می کند که این قربانی اندک را قبول فرماید ؛ زیرا او چیزی را در راه اطاعت خدا بزرگ و زیاد نمی بیند ، حتی اگر آن چیز ، شهادت برادرش و کشته شدن فرزندانش و نیز به اسیری از این شهر به آن شهر رفتن باشد ، باز هم در نظرش کم است .
آری ، همان طور که ابراهیم علیه السلام برای امتثال امر خدا اقدام به ذبح فرزندش نمود ، و اسماعیل علیه السلام برای اطاعت از امر الهی تن به کشته شدن داد ؛ زینب سلام الله علیها نیز تسلیم قضای الهی شده و به آن رضایت داد ، و آنچه که در این راه قربانی کرد به نظرش زیاد و بزرگ جلوه نکرد .
برگرفته از کتاب یادگار خیمه های سوخته ، ص 125
یکی از بارزترین شواهد شخصیت علمی حضرت زینب سلام الله علیها ، مقام عقلانیت و خردمندی ایشان بوده است . همین امر موجب شده تا به « عقیله بنی هاشم ، عقیله الوحی ، عقیله النساء ، سیده العقائل ، عقیله قریش یا عقیله النبوه » متصف شوند . ( بحرانی اصفهانی ، ج11 ، ص948 )
عقیله : ریشه این کلمه عقل است و چون ظرف علم ، عقل است تبیین واژه ی مذکور لازم است . قاموس قرآن در تعریف عقل آورده : « فهم ، معرفت و درک » ( قرشی ، ج5 ، ص 28 )
علمای لغت در ارتباط با معنی عقیله گویند : عقیله کل شیء اکرمه » ( العین ، ج1 ، ص 16 )
ابن منظور در کتاب خویش می نویسد : « العقیله : المراه الکریمه النفیسه ثم استعمل فی الکریمه المخدره ؛ عقیله زنی را گویند که صاحب کرامت و بزرگواری است . سپس این لفظ در مورد بانوی ارجمند و پرده نشین ( حضرت زینب ) به کار رفت . » ( لسان العرب ، ج 11 ، ص 463 )
برگرفته از کتاب منزلت و شخصیت علمی حضرت زینب علیها السلام ص 20 و 21
